روشنفکری و روشنفکران در ایران
روشنفکری غربی محصول مدرنیته است، اما این بدان معنا نیست که روشنفکری لزومن محصولی غربی است که امکان پیدایش در هیچ موضع و و نشو و نما در هیچ خاک فرهنگی غیر غربی را نداشته باشد. اگر روشنفکری را الگوی عامی در نظر بگیریم که بنا بر حوادث و سیر تاریخی جوامع غربی نخست در آن فضا تکوین یافته است، میتوان به گونهای روشنفکر در جوامع غیر غربی اندیشید که نظیر روشنفکر غربی که در پاسخ به مسئلهی عقبماندگی و جهت ارائهی راهحلی جهت برون رفت از این معضل شکل گرفته و در گذر زمان و در عبور از تندباد حوادث تاریخی و در طی فراز و نشیبهای فراوان به لایهبندی اجتماعی معین و هویتمندانهای دست یافته است، محصول داد و ستد سنت و مدرنیته است و در پاسخ به پرسش سهمگین «غرب» و «مدرنیته» و حضور و تاثیرات سهمناک آنان در زیست فردی و اجتماعی جهان سوم و در پی چارهجویی برای انباشتن و گذر از شکاف «غرب ـ شرق» و «سنت ـ مدرنیته» دست به کار تلفیق الگوهای عام روشنفکری با الگوهای خاص و محلی تفکر در جوامع پیرامونی میشود. ادوارد سعید در توضیح نقش ویژهی «سنت» در شکلگیری روشنفکران بومی بیان میدارد: «همهی ما بدون استثنا به نوعی اجتماع ملی، مذهبی یا قومی متعلقیم. هیچ یک از ما ـ هر قدر صدای اعتراضمان بلند باشد ـ فراتر از ارتباط ارگانیکی قرار نداریم که ما را از قید و بند خانواده، اجتماع و البته ملیت رها کند.»